به همان اندازه که زنان به توجه عاطفی و عشق اهمیت می دهند مردان نیز از حس احترام ، سرشار از احساس خوب می شوند.

ماجرا از آنجا شروع شد که بعد از یک روز بد و ماندن در پشت ترافیکی که یک تصادف باعث شده بود، دو ساعت دیرتر به خانه برمی گشتم. نزدیک خانه مان، دیدم همسرم و دوست قدیمی اش، سر کوچه ایستاده اند و دارند با یک دستفروش که تعدادی کمربند با خود حمل کرده است بر سر خرید یکی از اجناسش چانه می زنند. شوهرم سخت درگیر صحبت با دستفروش بود آنچنان که با وجود دیدن من، توجهی نشان نداد.

نمی دانم دقیا چه چیزی به او گفتم ولی لحن صحبتم و غیظی که داشتم را به یاد می آورم. با این وجود، همسرم همچنان درگیر بحث با دستفروش بود و خلاصه همه چیز دست به دست هم داد و من یکدفعه از کوره در رفتم و گفتم :« من فکر نمی کردم اینقدر رفتارت می تواند نفرت انگیز باشد» و بلافاصله محل را ترک کردم. نمی دانم چه اتفاقی افتاد ولی شاهد سکوتی بودم که  ایجاد شده بود.

چند روزی از این ماجرا گذشت و یکبار در یک مهمانی دیدم روبروی دوست همسرم ایستاده ام که من من کنان می خواهد چیزی بگوید. از او پرسیدم قضیه چیست و آیا اختلافی بین او و همسرم پیش آمده است؟

او بلافاصله جواب داد که : « نه اصلا، همه چیز خوب است ولی … ولی می خواهم در باره اتفاقی که چند روز پیش سر کوچه مان افتاده بود چیزی بگوید» او گفت که شوهرم بعد از رفتنم حسابی شوکه شده بود و اصلا نمی توانست بفهمد چرا من اینقدر عصبانی شده بودم. او گفت که شوهرم اصلا هیچ احساسی مبنی بر اینکه خطایی از او سر زده باشد نداشت.

من بلافاصه خواستم گارد بگیرم و دلیلم پرخاشم را توضیح بدهم که دوست همسرم دستش را بالا برد و با اشاره مرا به سکوت دعوت کرد و افزود: « پرخاش و لحن تند، مردها را گیج می کند. مردان آنطور که تصور می شود سرد و بی عاطفه نیستند. دلیل ساده و اصلی که در حین یک گفتگو و حتی مشاجره، کوچکترین کمکی به مردان نمی کند لحن  صحبت با انها سرشار از توهین و انتقاد باشد »

به گفته دوست بسیار قدیمی همسرم، مردان خیلی خیلی و به دلایلی که نمی تواند به درستی توضیح دهد به لحن غیرمحترمانه حساس هستند. هر نوع لحنی که در ان  بی احترامی وجود داشته باشد همه هویت مردان را در هم می ریزد. احساس اطمینان و اعتماد رخت بر می بندد و قادر به ادامه یک  گفتگوی منطقی نیستند. دیگر حتی نمی توانند گوش دهند.

من دقیا نفهمیدم که او چه گفت ولی تشکر کردم و دیگر بحثی رد و بدل نشد. بعدها، چندین بار سعی کردم ناظر دقیق تری از رفتار همسرم و مردهای دیگر در محیط کار و زندگی باشم. خودم هم سعی کردم که این واقعیت مردانه را در نظر بگیرم. هنوز کاملا  این ایده و این شیوه واکنش مردانه را قبول ندارم ولی به خودم قول دادم که در فرصت های بعدی، تلاش کنم همسرم ناخواسته گارد نگیرد.

طبیعی است که حتما اختلاف نظر و سلیقه یا اشتباهات در زندگی مان تکرار می شود، دوست دارم وقتی به هر دلیلی با او مخالف خواهم کرد هاج و واج نماند که چرا معترضم.

نظرات

لطفا نظر خود را در رابطه با اين موضوع با ما در ميان بگذاريد.

ایمیل شما توسط دیگران دیده نخواهد شد