پروفسور روانشناسی  London School of Economics نیکلاس همپفری نویسنده چندین کتاب در زمینه تحول شعور بشر است، آخرین کتابش معجزه خود آگاهی نام دارد. او در این مقاله سعی می کند ریشه های بنیانی « خودکشی» را توضیح دهد.

دکتر همپفری می گوید وقتی بشر فهمید « مرگ و نیستی» یک اتفاق حتمی و اجتناب ناپذیر است غم و وحشتی عظیم برایش ایجاد شد چون فهمید نه تنها جسمش بلکه ذهن و هویتش نیز نیست و نابود خواهد شد.

به نظر او ریشه خودکشی بشر در این است که اولا می فهمد به هر حال نیست و نابود خواهد شد و در ثانی می فهمد که می تواند با کشتن خود به درد، عذاب و بن بستی که زندگی اش را فلج کرده است پایان دهد.

او می گوید تعریف مرگ به شکل اتفاقی و حتمی، از صد هزار سال پیش در مغز انسان شکل گرفته است. تاثیر تشخیص مرگ، برای بشر خارق العاده بود. برای آنها که از مرگ و نیستی وحشت دارند بهانه قوی تری برای تلاش بیشتر و حفط بقا ایجاد کرد.

ولی برای گروه بسیار بدبختی که زندگی مثل جهنم است خودکشی یک امید برای پایان دادن به عذاب است. به عبارتی دیگر، نیستی، دوای دردهای بی درمان است.

خودکشی یک امر عمومی و همیشگی در تاریخ تمدن بشر بوده است. در سیاره زمین، مقدار تلفات ناشی از خودکشی بیشتر از جمع همه مرگ هایی است که از جنگ، بیماری، تصادفات و جنایات ایجاد می شود.

خودکشی یک حرکت کاملا خودخواهانه است و هرگز درد و غمی که یک خودکشی برای دیگران ایجاد می کند جدی گرفته نمی شود. متخصص انسان شناسی مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسهمی گویمیمی Charles MacDonald 

انسانها می خواهند بمیرند چون می خواهند به تشویش روحی و روانی خود پایان بخشند. آنها نمی خواهند چیزی را تغییر دهند. خودکشی می خواهد پایان زجر باشد.

برای هر اسیب اجتماعی یا هر نوع ناهنجاری، باید به انواع دلایل و ضعف ها اشاره کرد. نمی توان خودکشی را فقط به احمق ها، دیوانه ها ، افسرده ها، یا بازنده ها نسبت داد و مدام فقط تعجب خودمان را از مرگ دوست، همسایه و همشهری بروز دهیم. خودکشی  بیشتر مهار خواهد شد اگر دلایل بنیانی آن را بشکافیم.

نظرات

لطفا نظر خود را در رابطه با اين موضوع با ما در ميان بگذاريد.

ایمیل شما توسط دیگران دیده نخواهد شد