در اوایل این هفته، جن اتکین، دختر شایسته سال ۲۰۲۰ بریتانیا، اعلام کرد که دوجنسگرا است. او آخرین شخصیت در میان چهره‌های عمومی است که اخیرا دوجنسگرا بودن خود (گرایش جنسی و عشقی به هر دو جنس) را فاش می‌کند. از جمله کسانی که اخیرا دوجنسگرا بودن خود را فاش‌ کرده‌اند می‌توان از مادی هاسون، بازیگر فیلم «ضربه» (Impulse) ، فرانسوا آرنو، ستاره سریال «بورجیاها» و مکایلا ویلکس، نامزد کنگره آمریکا، نام برد.

وقتی یک فرد مشهور هویت خود را به عنوان یک دگرباش جنسی علنی می‌کند، با اظهارنظری از روی حسن نیت اما گمراه در این زمینه، مواجه می‌شویم که «چه کسی اهمیت می‌دهد گرایش جنسی تو چیست؟ من اعلام نمی‌کنم که دگرجنسگرا هستم. برای طرفداران تو، کارهایت مهم است، نه این که چه کسی را دوست داری.»

بسیار دوست‌داشتنی است که در جهانی زندگی کنیم که واقعا گرایش جنسی مهم نباشد اما ما هنوز در آن دنیا زندگی نمی‌کنیم. تحقیقات نشان می‌دهد که اقلیت‌های جنسی در معرض خطر بالای ابتلا به افسردگی هستند و در مقایسه با همسالان دگرجنسگرای خود، بیشتر با فکر و خیال خودکشی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. یک گزارش منتشره در سال ۲۰۱۹ حاکی از آن است که حدود ۱۳ درصد کودکان به علت گرایش جنسی (یا تصور داشتن گرایش جنسی خاص) مورد آزار و اذیت زبانی قرار می‌گیرند. طبق تحقیقات سازمان ملل متحد، زنان دوجنسگرا بیش از زنان دگرجنسگرا یا همجنسگرا، در معرض خشونت جنسی هستند.

وقتی گرایش جنسی بر بخشی بزرگی  از زندگی ما تاثیر می‌گذارد، نمی‌توان اهمیت آن را انکار کرد. برای نویسنده این سطور، به عنوان یک فرد دوجنسگرا، هنوز مهم است که وقتی یک آدم مشهور دوجنسگرا بودن خود را فاش می‌کند، آن را جشن بگیریم.

دوجنسگرایی غالبا یک گرایش نامرئی است. بسیاری هنوز دیدگاه‌های صفر و یکی درباره گرایش جنسی دارند و معتقدند که یک شخص فقط می‌تواند همجنسگرا یا دگرجنسگرا باشد. عموما تصور می‌شود که جنسیت شریک جنسی، تعیین‌کننده گرایش جنسی فرد است اما این که شریک زندگی من اینک یک مرد است، از دوجنسگرا بودن هم نمی‌کاهد.

دوجنسگرایی به این معنا نیست که شخص در حال حاضر با چه جنسی در رابطه است، بلکه با توانایی بالقوه برای جذب (از نظر جنسی، عاشقانه یا هر دو) به افراد بیش از یک جنس تعریف می‌شود. هر چه ما دوجنسگرایان بیشتر هویت خود را در جامعه اعلام کنیم، این موضوع، بیشتر عادی می‌شود.

حتی وقتی دوجنسگرایی از نظر اجتماعی به رسمیت شناخته می‌شود، معمولا با کلیشه‌های منفی همراه است. این که افراد دوجنسگرا فریبکار هستند، قادر به وفاداری و تعهد در رابطه نیستند، این که حریص هستند، این که احتمالا ناقل بیماری‌های مقاربتی هستند، یا این که فقط درباره گرایش جنسی‌ خود به ما دروغ می‌گویند و دوجنسگرایی‌شان پوشش همجنسگرایی است.

به لطف این کلیشه‌ها، دوجنسگراهراسی متاسفانه هم در بین دگرجنسگرایان و هم در بین همجنسگرایان رایج است. هرچه دوجنسگرایان بيشتر مردم را با حقیقت هویت آشنا کنند و آن را علنا و با افتخار اعلام کنند، بیشتر می‌توان این افسانه‌ها را از بين برد. در حقیقت، اغلب آدم‌های مشهوری که دوجنسگرایی خود را فاش کردند، انگیزه خود را مبارزه با این کلیشه‌ها دانسته‌اند.

طرح مشهوری وجود دارد که اغلب روی تی‌شرت، سنجاق سینه و غیره بین دوجنسگرایان رایج است. در آن آمده است: «یک آدم دوجنسگرا این شکلی است!» (this is what a bisexual looks like) این یک روش زبانی برای تحول فرهنگی در جامعه‌ای است که گرفتار کلیشه‌های خاص درباره اقلیت‌های جنسی و شکل ظاهری و رفتار ما است. در حقیقت، جامعه رنگین‌کمانی‌ها فوق‌العاده متنوع است. شما به صرف نگاه کردن به یک فرد نمی‌توانید جنسیت یا هویت جنسی  او را تشخیص دهید. هر فردی که گرایش جنسی اقلیتی خود را فاش می‌کند، به تنوع بیشتر و درک وسیعتر از هویت‌ها و گرایش‌های مختلف جنسی می‌افزاید.

آشکارسازی گرایش جنسی یک دوجنسگرا، در واقع به جامعه نشان می‌دهد که یک فرد دوجنسگرا نیز مانند بقیه، فردیت خود را با فکر و رفتار و نگاهش و مطابق خواسته‌هایش زندگی می‌کند.

خوب یا بد، آدم‌های مشهور در چشم مردم اغلب به عنوان الگو دیده می‌شوند. به ویژه جوانان به دنبال مشاهیر و چهره‌های عمومی مانند اتکین هستند. وقتی این افراد گرایش جنسی خود را با افتخار علنی‌ می‌کنند، به هواداران جوانشان که همان هویت جنسی را دارند، این جسارت را می‌دهند که آن‌ها نیز آشکارسازی کنند.

احساس تنهایی یا این که گویی هیچ‌کس تو و تجربه تو را نمی‌فهمد، یک تجربه فوق‌العاده رایج در میان نوجوانان رنگین‌‌کمانی است که هنوز گرایش خود را علنی نکرده‌اند. یک مطالعه نشان داده است که حس تنهایی، سلامت روان را تحلیل می‌برد. دیدن یک دوجنسگرای دیگر که خوشحال و موفق است و دوجنسگرایی خود را اعلام می‌کند، به یاری آن نوجوان می‌آید تا امید را جایگزین حس تنهایی کند.

هر بار که یک فرد دوجنسگرا هویت خود را در انظار عمومی آشکارمی‌کند، ما گامی به سوی فهمی گسترده‌تر و جهانی برابرتر برمی‌داریم و این چیزی است که باید تشویقش کنیم.

نظرات

لطفا نظر خود را در رابطه با اين موضوع با ما در ميان بگذاريد.

ایمیل شما توسط دیگران دیده نخواهد شد