زمان برمی گردد به سال 1359. وقتی جسد اولین زن در تبریز پیدا شد هیچ كس نمی دانست كه این جنجالی ترین پرونده جنایی ایران و قطورترین پرونده جنایی جهان تا به آن روزخواهد بود. شش ماه از آغاز جنگ ایران و عراق می گذشت. مردم تازه داشتند شرایط جنگی را درك می كردند كه اولین قتل در تبریز اتفاق افتاد.

زمان برمی گردد به سال 1359. وقتی جسد اولین زن در تبریز پیدا شد هیچ كس نمی دانست كه این جنجالی ترین پرونده جنایی ایران و قطورترین پرونده جنایی جهان تا به آن روزخواهد بود. شش ماه از آغاز جنگ ایران و عراق می گذشت. مردم تازه داشتند شرایط جنگی را درك می كردند كه اولین قتل در تبریز اتفاق افتاد.

جنازه یكی دو روز بعد از قتل گوشه كوچه ای پیدا شد. آخرین روزهای اسفند 1359. پرونده روال عادی پرونده های جنایی را طی كرد و چون رد پایی از قاتل یا قاتلین پیدا نشد و اینكه به نظر می آمد متوفا تریاك و مشروب مصرف كرده است پرونده خیلی زود مختومه اعلام شد.

از آن روز به بعد در تهران، تبریز، كرج، قزوین، ارومیه و …. جسد زن هایی پیدا می شود. اول كارآگاهان هیچ نسبتی بین آنان پیدا نمی كنند. اما با افزایش تعداد مقتولین پای كارآگاهان پایتخت به پرونده باز می شود. كارآگاهان ابتدا به شباهت های آنان می پردازند.

اغلب آنان زنان مطلقه بودند یا اینكه قبلا تجربه طلاق را داشته اند. دوم اینكه زنانی كه به قتل می رسند از یك منطقه جغرافیایی تجاوز نمی كنند. برای مثال قتلی در بوشهر یا خوزستان و یا مشهد روی نداده است. همه قتل ها در فاصله مكانی تهران تا آذربایجان روی داده اند.

هر چه زمان می گذشت رازهای این پرونده جنایی بیشتر می شد. هنوز هم كاراگاهان قطعیتی برای سریالی بودن آنان در دست نداشتند. تا اینكه قاتل برای قتل خود امضا گذاشت. از آن زمان به بعد جسد هایی كه پیدا می شدند به یك شكل بودند. همه آنان با پارچه یا طنابی به دور گردن پیدا می شدند حتا اگر با دست هم خفه شده بودند.

قاتل بعد از خفه كردن قربانیان خود زبان آنان را بیرون می كشید و لای دندان های آنان می گذاشت و دیگر اینكه همه طلاها و پول های همراه زنان به سرقت رفته بود.

یافته های جدید نشان داد قاتل سریالی دست به این جنایت ها می زند. رقم جسدهای یافت شده از دهها نفر نیز گذشت.

خانواده ها از گم شدن عزیزان شان به پلیس خبر می دادند و هنوز چند روزی نمی گذشت که در بیابان های بین شهری یا گوشه خیابان های شهر جسد زنی با مشخصات یاد شده پیدا می شد.

تحقیقات پلیس نشان داد كه بیشتر این زنان آخرین بار سوار ماشینی دیده شده اند. گاهی تاكسی بوده و گاه پیكان یا شورلت. این یافته جدید درج در پرونده شد. تا اینكه همه یافته ها پیكان اتهام را رو به سوی فردی به نام مجید نشانه رفت.

مجید در بهمن 1364 دستگیر شد. بازجویی از وی آغاز گردید و نتیجه آن كه او به قتل 42 زن و كودك اعتراف كرد.هرچند كه كاراگاهان معتقدند این پرونده زوایای تاریك دیگری دارد كه با آخرین شكار قاتل برای همیشه پنهان ماند.

روزهای پس از دستگیری كارآگاهان به دنبال انگیزه قتل بودند. ساعتها از مجید باز جویی شد. خانواده او مورد بازپرسی قرار گرفتند.هیچ كس انگیزه او را نمی دانست. توضیحات خودش نیز چنان قوی نبود تا كسی به خاطر آن بتواند 42 زن و كودك را به قتل برساند.

آنچه از ساعتها بازجویی دستگیر كاراگاهان شد این بود كه مجید در تبریز مغازه تزییناتی داشته است. همسرش نیز اهل سراب بوده و پس از چند سال كه از ازدواجش می گذرد معلم مدرسه می شود. مجید بدهی زیادی بالا می آورد و از دست طلبكاران مغازه اش را می بندد. همسرش از وی میخواهد كه به سراب بروند اما او گوش نمی كند. به تهران می آید و روی ماشین كار می كند. گاهی تاكسی و گاهی ماشین شخصی. اما طلبكاران او را پیدا می كنند و چند ماهی را در زندان می گذراند. اختلاف زن و شوهر از همین جا آغاز می شود تا این كه به جدایی می كشد.

مجید از همین زمان است كه كینه به دل می گیرد و زنان مطلقه یا اینكه قبلا طلاق گرفته و دوباره ازدواج كرده را به دل می گیرد و قتل های خود را آغاز می كند. هرچند كه در میان مقتولین هستند كسانی كه این شرایط را ندارند با این حال به قتل می رسند و یا كسانی هستند كه از زمان سوار شدن به ماشین مجید تا مرگشان چند ساعت بیشتر نمی گذرد. او حتا مادری را همراه دو فرزند خردسالش به قتل می رساند.

پس باز جویی ها بازسازی صحنه قتل و شناسایی محل اجساد آغاز می شود. 42 قتل، 42 محل یافتن جسد و 42 بازسازی صحنه قتل. كاراگاهان با مجید از این شهر به آن شهر می رفتند و او در كمال آرامش هر آنچه از او خواسته می شود را انجام می دهد. تهران،قزوین،تبریز،همدان،كرج و…

 

اعترافات او تكان دهنده است. او آرام است و در كمال صحت عقل دست به قتل می زده است و به قول خودش زمین را از فساد پاك می كرده است. این در حالی است كه به بیشتر این زنان تجاوز كرده یا از قبل رابطه داشته است.

مجید در زندان در شرایط بسیار ویژه نگهداری می شود. در سلول انفرادی در حالی كه دستبند به دست و پابند به پا دارد و حق خروج از سلول را ندارد مگر آنكه بخواهد از دستشویی استفاده كند. حتا دستور داده شده بود كه اگر بیمار شد پزشك داخل سلول او را معاینه كند نه دربهداری زندان.

روز هشتم خرداد 1365 مجید از زندانبان اش می خواهد او را به دستشویی ببرد.هنگام بازگشت به سلول لیوان خود را نیز آب می كند. در بسته می شود. 20 دقیقه بعد كه می خواهند جیره نان و مربایش را بدهند با جنازه مجید در حالی كه خود را دار زده است مواجه می شوند.

او مدتها روی آخرین شكارش كه خودش باشد كار كرده است. كناره های پتوی اش را می بریده و از آن طناب درست كرده است.

جنازه مجید را در حالی كه طنابی دور گردن داشت و زبان اش آویزان بود روانه پزشكی قانونی شد. درست همان شكلی كه او قربانیانش را می فرستاد.

و این چنین بود كه جنجالی ترین و قطورترین پرونده جنایی ایران با قتل 40 زن و دو كودك و خودكشی قاتل مختومه شد.

نظرات

18 responses to “پرونده ای با قتل 40 زن و دو كودك”

  1. کیانا says:

    وای خدای من. حالم بد شد. کی بوده این روانی

  2. ladan says:

    hodaya shokret ke in divoune be sezaye amalesh resid

  3. احمد says:

    من به عنوان یک مرد از مرد بودنم خجالت کشیدم. این کار انسانی نیست. حیوان هم دلش نمیاد یه همچین کاری رو بکنه:(

  4. Ali.a says:

    Vaaay…che heyvoni bod in(adam)

  5. آرش says:

    ایول داره بخدا، اونا زن نبودن، هرزه بودن!
    اگه هرزه نبودن به مرد بیگانه اعتماد نمیکردن…

  6. ساناز اله یاری says:

    عجب.

  7. نیلوفر says:

    من کتاب کامل اینو خوندم سه مورد وقتی سوار میشن و مجید میفهمه آدم درستی هستن و ول میکنه.

  8. علی محمودی says:

    کتاب این جنایتکار رو دارم
    متاسفانه بیست سال پیش چاپ هفتمش هم تموم شد. دیگه چاپ نشد و نمیشه. هیچ اثری از این کتاب نیست. نه فایلش هست نه زینک کتاب نه هیچیه دیگه.

    اسم کتاب: “آخرین شکار قاتل” – نگاهی به جنجالی ترین پرونده جنایی ایران -ماجراهای مجید
    نویسنده: احمد محققی بازپرس شعبه 19 دادسرای عمومی تهران، ویژه قتل عمد
    ناشر: کانون انتشارات پیام عدالت، خیابان ولی عصر. میدان منیریه، خیابان منیریه. چهار راه ترجمان پلاک 165 (یا خیابان معیری پلاک 145)
    تلفن:66410849 و 66978388

  9. ارغوان says:

    من عميقن از شنيدن يا خوندن اين قبيل اتفاقات متاثر ميشم ولي واقعيت اينه كه هميشه سعي كردم نگاه بي قضاوتي داشته باشم. تمام چيزايي كه دوستان نوشتن درسته بشرطي كه ما از يه انسان نرمال حرف بزنيم. كسي كه در صحت عقل دست به همچين جنايتايي مي زنه قطعن يه حفره ي بزرگ تاريك در روحش داره كه ما از دركش عاجزيم.

  10. مریم says:

    من فکر میکنم این آدم بیمار روانی بوده نه اینکه بگم جنون داشته نه اینجور ادمها از کشتن ادمها ارضا میشن و صدالبته اگه گذشتش کنکاش بشه یه خلای تو تو زندگی گذشتش بوده که بصورت یه عقده دراومده که با کشتن خودشو اروم میکرده و اصلا هم احساس عذاب وجدان نمیکرده و به قتلهاش ادامه میداده و اگر دستگیر نمیشد باز هم آدم میکشت باید روح و روان اینجور ادمهارو کالبد شکافی کرد تا به علتش پی برد

  11. محمد says:

    خدایش دمش گرم باید مدال طلا بهش میدادن / بنظر من کاش اول تیکه تیکه میکرد بعد گوشه خیابون ولشون میکرد بازم دمش گرم روحش شاد

  12. سرگردجلالی says:

    محمدوارش که خواهان دادن مدال به چنین انسان پلیدی هستند ی سر به روانپزشک بزنند .زنهای مطلقه بدکاره بی
    حجاب هرچه هستند هرکارمیکنند ازروی جبر زمانه مجبورند اگرخودت درشرایط انهابدنیاامده بزرگ میشدی شاید بدتربودی هیچ کس حق گرفتن جان پاک ادمی راندارد قضاوت مختص خداست شما عقدهای خودتو درمان کن روانی بدبخت

    • مهندس says:

      یه سوال مبهم دارم من خیلی قتل ها و پرونده های قتل های سریالی رو دنبال میکنم ولی یه سوال برام پیش اومده چرا تمام قاتل های سریالی ک پرونده های بزرگ دارن و تا حالا دستگیر شدن چ ایران چ جاهای دیگع همشون میگن …( زمین را از فساد پاک میکردن ) به نظر شما دلیلش چیه جناب سرگرد ؟؟؟

  13. ایگل says:

    حضرات آرش و محمد
    حتما توصیه میکنم فیلم پرتقال کوکی که ساخت بریتانیاس رو حتما ببینید
    شماها مشکل روانی حاد و شدید دارین
    فرضا اینهایی که به قتل رسیدن زن مشکل دار،،مگه هر که دلش خواست میتونه از خونه دربیاد اینو اون بکشه یا قضاوت کنه در مورد این و اون به ظن اینکه اینها فلان کارو میکنن باید بمیرن!!!؟؟؟
    در مورد خانواده شما اینجور رفتار بشه خوبه؟؟
    به فرض اصلا این زنها این کاره بودن،،چه آزاری به کسی رسوندن؟؟؟
    اینها یه عده زن بدبخت و بی سرپناه و بی کس و کار بودن که در اثر فقر و نداری تن خودشون میفروختن واسه یه لقمه نون که فکر میکنم از دزدی و کلاهبرداری و هزارتا کلک دیگه خیلی بهتره چون طرف داره جسم خودش میفروشه به هیچ کسم مربوط نیست،تازه گرگهایی مث شما مطمئنم دنبال همچین سوژه هایی هستین که عقده های خودتون خالی کنین،
    قضاوت در مورد این دسته هم فقط مخصوص ذات خداس،پس شما اظهار فضل و ادب نکنین که مث روز واسه من روشنه اگه شما تو موقعیت اون زنها بودین و گرفتلر و بی پول باشین سرویس برابر با کار10تا زن فاسد رو انجام میدی
    شب و روزگار خوش

لطفا نظر خود را در رابطه با اين موضوع با ما در ميان بگذاريد.

ایمیل شما توسط دیگران دیده نخواهد شد