وقتی «باغ شادونه» خشک شد

فاجعه باورنكردني بود. برنامه اي كه هميشه با صداي خنده معصومانه كودكان همراه بود با صداي اشك و ناله دردناك آنها پايان يافت. عصر پنج شنبه گذشته، بر اثر ازدحام هنگام خروج مردم از محل اجرای برنامه خاله شادونه در خرم‌دره، استان زنجان، 2 کودک ۷‌ساله کشته و ۶ نفر دیگر به شدت مجروح شدند كه يكي از مصدومان صبح روز بعد در گذشت.

فاجعه باورنكردني بود. برنامه اي كه هميشه با صداي خنده معصومانه كودكان همراه بود با صداي اشك و ناله دردناك آنها پايان يافت. عصر پنج شنبه گذشته، بر اثر ازدحام هنگام خروج مردم از محل اجرای برنامه خاله شادونه در خرم‌دره، استان زنجان، 2 کودک ۷‌ساله کشته و ۶ نفر دیگر به شدت مجروح شدند كه يكي از مصدومان صبح روز بعد در گذشت.

این خبر را ابتدا نوری پور، فرماندار خرم دره اعلام کرد: «این حادثه عصر پنج شنبه در سالن 3 هزار نفری شهدای خرم دره رخ داد.این سالن دو در خروجی دارد که هنگام خروج ازدحام تماشاگران موجب ایجاد حادثه شده است.» نوری پور بعد از آن حادثه دیدگان این فاجعه را اعلام کرد: «در این حادثه 2 کودک هفت ساله، يك پسر و يك دختر جان خود را از دست دادند و یک كودك هم در کما به سر می‌برد». فرماندار خرم دره، همان روز اعلام کرد که 3 نفر از عوامل اجرای این برنامه بازداشت شده اند: « برای برگزاری این برنامه هماهنگی لازم فرمانداری خرمدره صورت نگرفته بود. مدیر اين برنامه نيز بازداشت شده است». اما هنوز لحظاتي از انتشار اين خبر نگذشته بود كه مهر خبر از فوت كودك سوم داد.  رئیس بیمارستان بوعلی سینا خرمدره ضمن اعلام اين خبر گفت: «یکی از دو نفر مجروحان حادثه برنامه «خاله شادونه» که به دلیل وخامت و شدت صدمات وارده به بیمارستان آیت الله موسوی زنجان منتقل شده بود فوت کرد. این مصدوم دختر بچه ای شش ساله است که به دلیل شدت جراحات وارده شده  و ضربه مغزی صبح روز جمعه فوت کرد.» او با اشاره به علت وقوع حادثه  ادامه داد: « بعد از اطلاع به اورژانش آمبولانس های اورژانس به محل حادثه اعزام شدند که دو نفر از مصدومان بدون علائم حیاتی به بیمارستان منتقل شدند هرچند اقدمات احیا بر روی آنها صورت گرفت ولی نتیجه ای در بر نداشت. روی دو نفر از مصدومان حادثه نیز لوله گذاری و تنفس با دستگاه انجام شد و چون ضربه مغزی شده بودند به بیمارستان آیت الله موسوی منتقل شدند که یکی از این دو مصدوم صبح امروز فوت کرده ولی مصدوم دیگر به هوش آمده است.» او شرایط چهار مصدوم بستری شده در بیمارستان بوعلی خرمدره را رضایت بخش عنوان کرد.

با این همه افزوده شدن یک نفر دیگر به آمار کشته شدگان در صبح جمعه، تعداد کشته های برنامه «خاله شادونه» به سه نفر رسید. بعد از این ماجرا ورزشگاه 3 هزار نفری خرم‌دره پلمپ شد.

البته این اتفاق بار اول نبود که می افتاد. بهمن ماه سال گذشته هم يكي ديگر از برنامه هاي اين گروه در شهر جهرم منجر به بي نظمي و اعتراض شركت كنندگان شده بود كه منجر به بازداشت مدير گروه اجرايي اين برنامه شد. وبلاگ «باربد نيوز» كه اخبار شهرستان جهرم را منعكس مي كند ضمن گزارش اين خبر دراين باره نوشته است: «اجرای برنامه ای توسط موسسه فرهنگی هنری «آوای شهر پارسی» با اجرای مجری معروف برنامه های کودک و نوجوان سیما خانم ملیکا زارعی، معروف به «خاله شادونه»، در سالن فرجام جهرم، حاشیه ساز شد و به بی نظمی و اجرای ناقص برنامه انجامید و اعتراض شدید شهروندانی که بلیط ۵۰۰۰ تومانی این برنامه را تهیه کرده و برنامه را مشاهده نکرده بودند، به همراه داشت که با حضور مسئولینی از فرمانداری، ارشاد، نیروی انتظامی و امنیتی و … و بازداشت مدیر گروه اجرای برنامه، تجمع و اعتراض جلو فرمانداری و ورزشگاه فرجام، با روشن شدن مسئله توسط دستگاه قضایی، در مورد کوتاهی و تخلف احتمالی گروه اجرا کننده برنامه و پرداخت خسارت از طرف وی پایان یافت». اما اين بار اجرای این برنامه در شرایط غیر استاندارد، عدم مسئولیت پذیری مقامات محلی، بي نظمي و زياده خواهي، هزينه اي سنگين تر از پول داشت و خانواده هاي 3 كودك بي گناه را داغدار كرد.

واکنش ها
بعد از این ماجرا، واکنش های متعددی نسبت به این قضیه شروع شد. نمونه هایی از مهم ترین واکنش ها اینها بودند:

* محمد مسلمي (از برنامه سازان و بازيگران گروه فيتيله): مي‌توان از زواياي مختلف به اين حادثه‌ تلخ نگاه كرد كه از آن جمله مي‌شود به بحث فرهنگي اشاره كرد كه در بعضي شهرها آن قدر برنامه اجرا نمي‌شود كه وقتي يك هنرمند در آنجا حضور پيدا مي‌كند مردم زيادي و بيشتر از ظرفيت سالن وارد آن مي‌شوند و يا اينكه تمهيدات امنيتي انديشيده نشده است.

* مسلم آقاجان زاده (تهيه‌كننده برنامه «عموپورنگ»): با ابراز تاسف از حادثه‌ي رخ داده در مراسمي با اجراي «خاله شادونه» بايد بگويم پيش از اينكه اين هنرمند مقصر باشد، مقصر اصلي وزارت ارشاد است؛ اين كه بر چه اساسي چنين مجوزي صادر شده تا منجر به اتفاق ناگوار اينچنيني شود.  نه با خاله شادونه، بلكه با تمام هنرمندان معروفي كه به واسطه‌ي بليت‌فروشي يك جنگ (مراسم)، به ويژه در شهرستان‌ها برگزار مي‌كنند، به شدت مخالفم. مقصر اصلي را وزارت ارشاد مي‌دانم به اين دليل كه بليط فروشي در يك صورت معني دارد، و آن اينكه آن اثر يك اثر هنري مثل اجراي موسيقي و تئاتر و نمايش فيلم باشد نه برنامه‌ اي كه در آن هيچ اثر هنري ديده نمي‌شود.

يك مجري يا هنرمند بايد خصوصياتي داشته باشد كه هر كاري را به هر قيمتي انجام ندهد، به اين دليل كه نامي از صداوسيما دارد؛ به عنوان مثال بايد هماهنگ با صدا و سيما باشد و اگر جايي هم مي‌رود كه صدا و سيما خبر ندارد اتفاقي صورت نگيرد كه نام و عملكرد صدا و سيما زير سوال برود. كجاي دنيا اين گونه است كه در سالني كه هيچ اصول ايمني ندارد، بدون دكور، بدون موسيقي و بدون نور برنامه اجرا كني؟ كجاي دنيا براي ديدن هنرمندي كه حتي جاي نشستن و صندلي نداري هزينه بليت مي‌پردازي؟ آيا اين در شأن مردم است؟

* خسرو معتضد: نبود تفریحات و سرگرمی ها در کشور سبب می شود یک مجری زن برنامه های کودک تلویزیون که تنها هنر او این است که صدایش را ریز و زیر و میو میو کند و من هیچ هنر خاصی در هنرنمایی ایشان ندیده ام، وقتی به خرمدره می رود «شو» اجرا کند. برگزارکنندگان این برنامه هم از فرط آزمندی به جای 3000 صندلی برای 4000 صندلی بلیت گران بفروشند و کودکان نازنین مردم را در یک محوطه تنگ گرد آورند و در نهایت نادانی و جهالت و بی رحمی حتی اجازه ندهند پهلوی مادرهایشان بنشینند!

خداحافظی خاله شادونه

در نهایت، ملیکا زارعی که به عنوان مجری محبوب کودکان، بعد از این اتفاق حال خوشی نداشت، متنی به عنوان تسلیت نوشت و در اختیار رسانه ها قرار داد. او در این نامه، با اجرای برنامه «باغ شادونه» خداحافظی کرد.  این متن به این شرح بود:

«برای کسی که بیش از نیمی از زندگی خویش را در راه خوشنودی و شادی کودکان سرزمینش سپری نموده و روز‌ها و شب‌های خود را جز با عشق کودکان با واژه دیگری نیامیخته، چه فاجعه‌ای سهمگین‌تر از درگذشت ناگهانی سه کودک معصوم و چه خبری دردناک‌تر از این فاجعه تلخ و غمبار بعد از شور و شادی برنامه‌ای است که با حضور من به پایان رسیده.

من به دلیل عدم تخصص در امور مربوط به چگونگی برقراری نظم در ورود و خروج افراد از سالن‌های برگزاری نمایش و جشن، نمی‌دانم چرا و چگونه این اتفاق دردناک هنگام خروج از سالن شهدای خرمدره رخ داد، اما همواره با خود زمزمه می‌کنم‌ ای‌کاش آن هنگام من نیز در سالن حضورداشتم تا با فدا کردن جان خود مانع وقوع این حادثه دلخراش می‌شدم.

و حالا بعد از یک دنیا آه و افسوس، پس از گذشت دو روز از شنیدن خبر درگذشت عزیزان دلم، نگار صالحی، بهاره شادمهر و مهدی مولایی در حالی که نفس در سینه‌ام حبس شده و تلخی این فاجعه دم و بازدم را برایم رنج آور ساخته، بر آن شدم، اشک را جوهر قلم خویش نمایم و با قلبی اندوهناک وقوع این حادثه دلخراش را به خانواده‌های صالحی، شادمهر و مولایی و مردم خوب و محترم شهرستان‌های خرمدره و ابهر و به مردم کشورم که همیشه در این سال‌ها کنار من بوده و عشق به کودکانشان خون را در رگ‌هایم جاری ساخته، تسلیت گفته و در انتها از کودکان و عزیزانم می‌خواهم تا بهبودی احوال روح و جانم اجازه دهند، از همراهی با گروه برنامه‌سازم، معذور باشم.

تصویر معصومانه‌تان برای همیشه در قلبم حک شد.»

مثل همیشه اما هیچ مقامی – از آن سلسله مراتب پیچیده ای که برای برگزاری یک جشن در یک شهر بزرگ یا کوچک باید به دیدنشان رفت و از آنها مجوز دریافت کرد و ده ها تعهد جورواجور، وقت دریافت مجوز باید به آنها داد- هیچ مسئولیتی را نپذیرفت. ورزشگاه خرمدره تعطیل شد، خاله شادونه خداحافظی کرد اما پلیس، ارشاد، فرمانداری، اماکن و همه نهادهایی که مجوز اجرای این مراسم به آنها برمیگردد سکوت کردند.

نظرات

5 responses to “وقتی «باغ شادونه» خشک شد”

  1. زهره says:

    دریغ و درد
    دریغ و درد…درد….درد

  2. armin says:

    خیلی تاسف آوره….

  3. فرناز says:

    میدونید، برای ما انگار چیزی ارزونتر از جان انسان ها نیست. متاسف باشیم؟ خشمگین باشیم؟ متنفر باشیم؟کدوم حس میتونه مرحم این فاجعه باشه؟راست میگه زهره؛ درد، درد، درد….

  4. سیما says:

    متاسفانه اینجا جون و وقت آدما از بی اهمیت ترین چیزاست. فقط کافیه مادر باشی تا بدونی این اتفاق چه جوری می تونه زندگی تو تبدیل به حفره خالی تموم نشدنی بکنه. بچه های مردم اگه از هوای کثافت نمیرن یا تو یه قایقی هستن که بر می گرده یا تو یه مینی بوسن که ترمز می بره یا دارن می رن زیر دست و پای هم له بشن. اصلا لازم نیست مادر باشی اگه فقط آدم هم باشی می فهمی مردن آدما چقدر غیز قابل جبرانه.

  5. سحر says:

    نمیدونم چی بگم؟ دفعه اولشونه برنامه برگزار میکنن؟؟ مردم خیلی عجله داشتن برن بیرون مگه سالن اتیش گرفته بود؟ آخه چرا واقعا؟؟؟؟

لطفا نظر خود را در رابطه با اين موضوع با ما در ميان بگذاريد.

ایمیل شما توسط دیگران دیده نخواهد شد